عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

783

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

از جائى كه باندازهء ما بين آسمان و زمين دورى آنست در جهنّم سرازير مى گردد . 38 يا ابا ذر ويل للّذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم ويل له ويل له ويل له اى ابا ذر هلاك و گرفتارى عذاب خدا بر كسى است كه بدروغ حديثى مى گويد تا مردم را بدان بخنداند واى بر او واى بر او واى بر او . 39 ويح البخيل المتعجّل الفقر الّذى منه هرب و التّارك الغنى الّذي اياّه طلب : بيچاره بخيل كه او مى شتابد و بسوى فقرى كه از آن مى گريزد و دارائى كه آن را مى جويد وامى گذارد ( چون بخيل در دوران عمرش همواره بر خودش و كسانش تنگ مى گيرد با بدبختى زندگى مىكند ) . 40 وقار الشّيب احبّ الىّ من نضارة الشّباب گران سنگى سپيد موئى و پيرى نزد من از طراوت و خرّمى جوانى محبوبتر است . 41 ويل للباغين من احكم الحاكمين و عالم ضمائر المضمرين : واى بر ستمكاران از خدائى كه بزرگترين حكم را نان و داناى را از درون راز پنهان كنندگان است . 42 ويل لمن بلى بعصيان و حرمان و خذلان واى بر كسى كه بگنهكارى و ناكامى و خوارى ( در دنيا و آخرت ) گرفتار گردد . 43 و الّذى فلق الحبّة و برء النّسمة ليظهرن عليكم قوم يضربون الهام على تأويل القرآن كما بداكم محمّد صلّى اللّه عليه و إله على تنزيله حكم من الرّحمن عليكم فى آخر الزّمان : سوگند به آن خدائى كه دانه را بشكافت و جنبندگان را بيافريد البتهّ كسانى بر شما پيدا گردند كه شمشير بر پريشانى شما زنند براى تأويل آيات قرآن ( و اين كه اغلب آنها در شأن اهل بيت نازل است ) بدانسانكه محمّد صلّى اللّه عليه و آله براى نزول آن در اوّل كار با شما رفتار كرد و اين حكم از جانب پروردگار شما و در آخر الزّمان است ( كه مهدى موعود قيام فرمايد و اين سخن حضرت ع اخبار از غيب است كه در جاهاى ديگر و نهج البلاغه مكرّر مى فرموده است ) . 44 وقّروا اللّه سبحانه و اجتنبوا محارمه و احبّو احبآّئه : خداى بزرگ را گرامى داريد از حرامهايش دورى كنيد و دوستانش را دوست داريد 45 وقّ نفسك نارا وقودها النّاس و الحجارة